عماد الدين حسن بن علي الطبري
160
كامل بهائى ( فارسي )
چون رسول در حال حيات خويش در بر ايشان برآورد و بر على بگشود از كجا فرداى قيامت بر رسول مىرسند با آن كه به احتضار و غسل و تكفين و دفن و جنازه رسول حاضر نيامدند و بىاجازت رسول و فاطمه در خانه او بخفتند چند سال . جواب آخر ، در نكت فصول عجلى آمد كه فاطمه را رسول بشارت داده بود كه اول كسى كه به من رسد از اقرباى من تو باشى و فاطمه از اول بنى هاشم بود كه بعد از رسول متوفى شد چون به زعم خصم فاطمه به دو رسيد چگونه شايد كه ديگرى مرد اجنبى آنجا حاضر شود . قال اللّه تعالى : وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ ( طور 21 ) آنان كه ايمان آوردند و تابع ايشان شدند فرزندان ايشان بايمان ملحق ساختيم ما به ايشان فرزندان را چون فاطمه با پدر باشد آنجا كارى ندارند . و اتفاق مخالفان است كه چون فاطمه در عرصهء قيامت آيد منادى برآيد كه : يا اهل الموقف ، غضوا ابصاركم « 1 » ، حتى تجوز فاطمة بنت محمد . ديدههاى خود بگيريد اى اهل موقف تا فاطمه بنت محمد بگذرد . و اگر مخالفان گويد ميان رسول و ايشان تفريق است عند حضور فاطمه نعوذ باللّه از آن كس و از حال آن كس كه فرداى قيامت ميان او و ميان رسول تفريق اندازد زيرا كه راه راست باشد به دوزخ ، و اگر مخالف گويد مبعث ايشان از مبعث رسول دور باشد در اين باب نزاعى نيست و اين نوع زيان مخالف باشد . * ( حديث بيست و پنجم ) * گويند رسول گفت : أتانى جبرئيل فأخذ بيدى ، فأتى باب الجنة الذي يدخل منه امتى ، فقال ابو بكر : يا رسول اللّه و ودت أنى كنت معك حتى أنظر اليك ، فقال رسول اللّه : أما أنك يا ابا بكر ، اول من يدخل الجنة من أمتى « 2 » . جبرئيل به من آمد پس دست من گرفت و در بهشت به من نمود آن درى كه داخل شود امت من از آن در پس ابو بكر گفت يا رسول اللّه مىخواهم كه من نيز با تو باشم تا به سوى تو
--> ( 1 ) - فضائل الخمسة 3 / 199 - 200 با اندك تفاوت ( 2 ) - التاج الجامع للاصول 3 / 310